رد کردن پیوندها

احیای سرزمین؛ چگونه نجات ایران به معنای پایداری خاورمیانه است؟

ایران در چهارراهی حساس از تاریخ زیست‌محیطی خود قرار دارد. اما در دل خشکسالی‌ها و چالش‌های اقلیمی، فرصتی نهفته است که نه‌تنها برای آینده این مرزوبوم، بلکه برای ثبات زیست‌محیطی منطقه حیاتی است.

 وقتی از «قلب تپنده» اکولوژیک خاورمیانه صحبت می‌کنیم، نگاه‌ها باید به‌سوی فلات ایران معطوف شود. ایران تنها یک کشور با مرزهای سیاسی نیست؛ بلکه یک «پل زیستی» منحصربه‌فرد است که جنگل‌های هیرکانی شمال را به خلیج‌فارس و دریای عمان در جنوب وصل می‌کند. محافظت از ایران، تنها یک وظیفه ملی نیست، بلکه پیش‌شرطی برای درمان زخم‌های اقلیمی در یکی از حساس‌ترین نقاط جهان است.

 چرا ایران برای کره زمین اهمیت دارد؟

 برخلاف تصور عمومی که ایران را تنها یک سرزمین خشک می‌بیند، این کشور یکی از ذخیره‌گاه‌های اصلی تنوع زیستی در غرب آسیاست. از جنگل‌های باستانی هیرکانی که میراث جهانی یونسکو و بازمانده دوران یخ‌بندان هستند، تا یوزپلنگ آسیایی که آخرین سنگر حیاتش در بیابان‌های مرکزی ماست.

 این اکوسیستم‌ها فقط «زیبا» نیستند؛ آن‌ها «کارخانه‌های زیستی» هستند. جنگل‌های ما کربن جذب می‌کنند، تالاب‌های ما (مانند هامون و شادگان) نبض حیات و معیشت جوامع محلی هستند و کوهستان‌های زاگرس و البرز، منابع اصلی تأمین آب میلیون‌ها نفر در منطقه‌ای هستند که با تنش آبی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

 سرمایه‌گذاری بر «مردم» به‌جای «تکنولوژی صرف»

 درست مانند مدل آفریقا، کلید موفقیت ایران در دستان مردم آن است. ما صاحب دانشی کهن در مدیریت منابع آب (مانند قنات‌ها) هستیم که هزاران سال پایداری را تضمین کرده بود. امروز، «عدالت اقلیمی» در ایران به معنای توانمندسازی کشاورزان، عشایر و جوامع محلی است تا خود به نگهبانان طبیعت تبدیل شوند.

 اگر بخواهیم با بیابان‌زایی و گردوغبار مبارزه کنیم، راه‌حل در پروژه‌های بزرگ سازه‌ای نیست؛ بلکه در احیای خرد بومی و پیوند آن با علم مدرن نهفته است. جوانان تحصیل‌کرده و دغدغه‌مند ایرانی، بزرگ‌ترین دارایی ما برای عبور از این بحران هستند. آن‌ها هستند که می‌توانند اقتصاد سنتی را به سمت «اقتصاد سبز» و گردشگری پایدار سوق دهند.

 آینده‌ای که از امروز ساخته می‌شود

 ما نمی‌توانیم تغییرات اقلیمی را متوقف کنیم، اما می‌توانیم تاب‌آوری سرزمینمان را افزایش دهیم. محافظت از ایران به معنای:

 ۱. حفظ ذخیره‌گاه‌های آبی: احیای تالاب‌ها و رودخانه‌ها برای جلوگیری از مهاجرت‌های انبوه اقلیمی.

 ۲. حفاظت از تنوع زیستی: جلوگیری از فروپاشی زنجیره غذایی که امنیت غذایی ما را تهدید می‌کند.

 ۳. دیپلماسی محیط‌زیست: همکاری با همسایگان برای مدیریت ریزگردها و منابع آبی مشترک.

 سخن پایانی

 اگر ایران آسیب ببیند، غبار آن چشمان کل منطقه را خواهد گرفت و نابودی تنوع زیستی آن، حفره‌ای جبران‌ناپذیر در میراث طبیعی جهان ایجاد خواهد کرد. اما اگر امروز برای احیای ایران برخیزیم، نه‌تنها آینده فرزندانمان را تضمین کرده‌ایم، بلکه الگویی از «سازگاری» و «امید» را به جهانی که تشنه راه‌حل است، هدیه داده‌ایم.  زمان آن رسیده که به‌جای ترس از خشکی، به قدرت بازسازی طبیعت ایمان بیاوریم. آینده زمین، از مسیر سرزمین‌های باستانی چون ایران می‌گذرد.

پیام بگذارید

این وب‌سایت از کوکی‌ها برای بهبود تجربه وب شما استفاده می‌کند.